تبلیغات
حجاب و عفاف پایگاه تخصصی حجاب و عفاف - عفاف و ابعاد آن در آیات قرآن و روایات
واژه «عَفاف» مصدر ماده «عَفَّ» می‌باشد كه مصدر دیگر آن «عِفّه» است و این دو دقیقاً به یك معنا می‌باشند و به جای یكدیگر به كار می‌روند.
كتاب «العین» عفت را اینگونه معنی كرده: «العفه الكفّ عما لا یَحِلُّ»: «عفت، خودداری از چیزی است كه حلال نباشد» (فراهیدی، 1405ق: ج1، ص92)
«راغب اصفهانی» می‌گوید: «العفّه حصول حاله للنفسِ تمنعُ بها عن غلبه الشهوه»: «عفت حالت درونی و نفسانی است كه توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود»

1) عفاف در نگاه

یکی از تمایلاتی که به‌طور فطری در انسان وجود دارد، گرایش به جنس مخالف است، از این رو در اسلام تاكید فراوانی در مورد كنترل نگاه شده است. از امام علی‌(ع) روایت داریم «چشم راهبر(پیام رسان) دل است» (تمیمی آمدی، 1366: ص60).

خداوند درآیات حجاب قبل از اینکه دستور حجاب و پوشش بدهد، به عفت در نگاه توصیه نموده و به مردان و زنان مؤمن دستور می‌دهد که از نگاه حرام بپرهیزند:
«قُل للمؤمنین یغضوا مِن أبصارهم... وقُل للمؤمنات یغضضنَ مِن أبصارهنِّ» (نور،31ـ 30).

علما تفاسیر متفاوتی درباره «غض بصر» در این دو آیه دارند، اما در مجموع با توجه به دستوری که بعد از «غض بصر» آمده یعنی «یحفظوا فروجهم»، منظور از «غض بصر » در اینجا پرهیز از نگاه به مواضعی است که پوشش آن واجب است؛ یعنی در زنان تمام بدن به جز صورت و دو دست و دو پا از مچ به پایین و در مرد از زیر ناف تا بالای زانو (طوسی، 1409: ج7، ص427).

پیامبر اكرم (ص) می‌فرماید: «آن‌كس كه چشم را از حرام پركند، خداوند در روز قیامت چشمهایش را از میخ‌های آتشین پر خواهد كرد و آنگاه درونش را آكنده از آتش می‌كند تا مردم از گورها برآیند و سپس او را به آتش افكند» (محدث نوری، 1408ق: ج14، ص268)
و در روایت دیگری از ایشان نقل شده است: «چشمان خود را (به حرام) ببندید تا عجائب را ببینید» (همان، ص269).

در همین رابطه از امام صادق (ع) روایت شده: «نگاه (حرام) تیری است مسموم از جانب شیطان. هركس آن را به خاطر خدا- نه غیر او – ترك كند، خداوند در پی آن ایمانی به او می‌دهد كه طعم آن را بچشد» (شیخ صدوق، 1413ق: ج4، ص18).

امیرالمؤمنین علی (ع) در حدیثی كوری چشم را از چشم چرانی بهتر دانسته‌اند (تمیمی آمدی، 1366: ص260).

2) عفاف در پوشش

یكی از مهم‌ترین مصادیق «عفاف»، مسأله «حجاب و پوشش» است. نفس انسان به او امر می‌كند كه زیبایی‌های جسمی خود را نمایان كند تا بیشتر مورد توجه دیگران باشد. این مسأله در مورد زنان كه مظهر زیبایی و جمال هستند و از طرفی ذاتاً دوست دارند كه زیبایی‌هاشان را نمایان كنند، بیشتر مطرح است. عفاف در پوشش در حقیقت كنترل نفس در این بعد است. یعنی عفاف باعث می‌شود كه انسان در نمایان كردن زیبایی‌های خود پا را از حد فراتر ننهد.

عفت در پوشش مقتضی آن است كه انسان از پوشیدن لباس‌های تنگ و چسبان و یا نازك و بدن نما كه موجب جلب انظار دیگران و خودنمایی می‌شود، اجتناب كند و در كیفیت پوشش خود جانب وقار و سنگینی را برگزیند.

امام علی (ع) می‌فرماید: «شما را به پوشش لباس ضخیم توصیه می‌كنم، چرا كه هر كس لباسش نازك باشد، دینش نازك است» (حرعاملی، 1409ق: ج4، ص389)

خداوند در قرآن دستور می‌دهد كه زنان طوری روسری خود را بر روی سینه‌هایشان بیندازند كه گردن و سینه‌هایشان پوشیده شود:
«و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» (نور،31).

واژه‌شناسان در معنای خمار گفته‌اند: «خمار برای زن به كار می‌رود و به معنای مقنعه است و گفته می‌شود خمار چیزی است كه زن سر خود را با آن می‌پوشاند» (ابن‌منظور، 1414ق: ج4، ص255).

3) عفاف در «زینت و آرایش»

آیین مقدس اسلام كه برنامه جامع سعادت و كامیابی بشر است به موضوع زیبایی و زیبا دوستی و آرایش و پیرایش توجه مخصوص دارد و پیروان خود را به زیبایی و آرایش و استفاده از نعمت‌ها توصیه می‌كند، تا یكی از خواهشهای طبیعی بشر یعنی جمال دوستی وی ارضاء شود.

امام باقر(ع) می‌فرماید: «شایسته نیست كه زن خود را به زیور آرایش ندهد، لااقل باید گردن‌بندی به گردن بیاویزد»(کلینی، 1365: ج5، ص509).
امام صادق (ع)نیز تأكید كرده‌اند كه «وقتی خداوند به بنده‌اش نعمتی عطا می‌كند، دوست دارد آن را بـببیند، چرا كه خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد» (همان، ج6، ص439).

در اسلام پوشیدن لباس زیبا، مسواك زدن، شانه و روغن زدن به مو، معطر بودن، انگشتر به دست كردن و آراستن خود به هنگام عبادت و معاشرت با مردم در مسجد یا محیط خانواده و اجتماع از مستحبات مؤكد است و این مطلب از آیات قرآنی نیز برداشت می‌شود:
«یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ...» (اعراف،31).

در این آیه به فرزندان آدم خطاب شده كه زینت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید در آیه بعد با لحن تندی به پاسخ آنها كه گمان می‌برند تحریم زینت‌ها و پرهیز از غذاها و روزی‌های پاك و حلال، نشانه زهد و پارسایی است، پرداخته و می‌گوید:

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَه اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاه الدُّنْیا خالِصَه یَوْمَ الْقِیامَه كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُون» (اعراف، 32).

بنابراین، اسلام از زینت و آراستگی و پیراستگی نهی نمی‌كند، بلكه آنچه مورد مذمت قرآن و اسلام است، «تبّرج» و آشكار كردن زینت در محافل اجتماعی و برای غیر محارم است كه باعث فساد و برانگیخته شدن شهوت و در نتیجه گناه و آلودگی می‌شود:
«و لا تبّرجن تبّرج الجاهلّیه الاولی» (احزاب، 33).

در معنای تبرّج آمده است: «تبرج آشكار نمودن زینت و هر چیزی است كه شهوت مرد را برانگیزاند» (ابن‌منظور، 1414ق: ج2، ص212).
بنابراین منظور از عفاف در زینت این نیست كه انسان از زینت بهره نبرد و آراستگی را كنار نهد؛ بلكه باید توجه شود كه این امر به زیاده‌روی و افراط نگراید و از حد شایسته و اعتدال خود كه اسلام مشخص كرده، تجاوز نكند. اگر این غریزه از حد و مرز شرعی خود تجاوز كند، آتش شهوت را شعله‌ور ساخته و دام شیطان را برای انسان می‌گستراند.

4) عفاف در گفتار (عفت کلام)

کلام عفیف کلامی است که هم از نظر محتوا و هم از نظر شیوه بیان قرین عفت باشد. آوا و آهنگ صدا به هنگام سخن گفتن باید به گونه‌ای باشد كه ادب و عفت رعایت شود. یكی از نمادهای بی‌عفتی در گفتار، سخن گفتن با ناز و عشوه با نامحرمان است. خداوند خطاب به زنان پیامبر می‌فرماید:
«یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً» (احزاب،32).

در این آیه هم به كیفیت سخن گفتن با نامحرم اشاره شده و هم به محتوای كلام. محتوای كلام باید «قول معروف» باشد. یعنی سخنی كه شرع و عرف اسلامی آن را بپسندد و آن سخنی است كه تنها مدلول خود را برساند (طباطبایی، 1417ق: ج16، ص309). گرچه خطاب این آیه به زنان پیامبر است، ولی دستوری است بر تمامی زنان.
بنابراین از دیدگاه قرآن هرگونه كلامی كه همراه با ناز و غمزه و تغییر صدا باشد و زمینه گناه را فراهم كند، ممنوع و از حوزه عفت خارج است.

توصیه دیگر اسلام در سخن گفتن این‌ است كه صدای خود را به هنگام صحبت كردن بالا نبریم. یكی از توصیه‌های لقمان حكیم به پسرش این است كه صدای خود را كوتاه كند. علاوه بر آهنگ كلام، محتوا و درون مایه سخن نیز باید قرین عفت باشد. خداوند به انسان‌ها توصیه می‌كند كه در سخن گفتن با نامحرم به خوبی و شایستگی سخن بگویند: «و قُلنَ قولاً معروفاً» (احزاب،32).

سید قطب در تفسیر «قول معروف» می‌گوید: «قول معروف یعنی اینكه سخن آنها در امور معروف و نیك باشد نه منكر و زشت مانند شوخی كردن و …. » (سید قطب، 1412ق: ج5، ص2859).

این دستور تنها برای زنان نیست، بلكه به مردان نیز دستور داده شده كه به هنگام خواستگاری به نحو شایسته‌ای سخن بگویند:
«وَ لا جُناحَ عَلَیْكُمْ فیما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَه النِّساءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فی‏ أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً» (بقره، 235).

بنابراین محتوای كلام باید به گونه‌ای باشد كه تحریك‌آمیز نباشد. كلامی كه شهوت را برانگیزد، به دور از عفت است و در اسلام منع شده است و از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده: «هر كس زبان خود را حفظ كند، خداوند عورتش را حفظ می‌كند» (ابن ابی فراس، 1376ق: ج1، ص110).

یك نوع از بی‌عفتی گرفتار، سخن ركیك و زشت است كه در منابع اسلامی و روایات بسیار مذمت شده است. پیامبر اكرم (ص) در این‌باره می‌فرماید: «خداوند بهشت را بر انسان بد زبان فحاشی كه برایش مهم نیست چه می‌گوید و چه می‌شنود، حرام كرد» (مجلسی، 1404ق: ج74، ص46).

5) عفاف در اندیشه (فکر)

عفاف در اندیشه و فكر به معنی كنترل و مدیریت افكار است تا وارد عرصه‌های آلوده و خلاف عفت نشود. تخیل‌های شهوانی و تحریك‌كننده و خیال غیرعفیفانه هرچند عمل مشهود خلاف عفت نیست، اما نوعی زیاده‌خواهی است كه تأثیر روانی عمیقی دارد. گرچه فكر به گناه تا زمانی كه به عمل ننشیند، گناه محسوب نمی‌شود، اما افكار ناپاك كه نتیجه افسار گسیختگی اندیشه و عدم كنترل انسان بر نحوه فكر كردن است، رفته رفته آینه دل را سیاه كرده و زمینه فساد را فراهم می‌سازد.
عفت درون و اندیشه پاك، رفتار و كردار پاك را در پی دارد و اندیشه ناپاك ثمره‌ای جز رفتار و كردار و گفتار ناپاك نخواهد داشت.

محافظت از فكر و كنترل آن از وسوسه‌های شیطانی موجب عفاف روح و روان انسان می‌شود كه نتیجه آن در اعمال و گفتار و رفتار انسان مشهود است.

امام علی(ع) می‌فرماید: «فكر به نیك انسان را به آن عمل وا می‌دارد» (همان، ص56).
در اهمیت كنترل فكر از علی(ع) روایت شده: «دل انسان از فكر به گناه روزه باشد، بهتر است از اینكه شكم او از طعام» (همان، ص176).
و در تأثیر اندیشه انسان بر ظاهر او پیامبر اكرم(ص) می‌فرماید: «هر گاه دل انسان پاك باشد، جسم او نیز پاك است و اگر دل انسان ناپاك و آلوده شود، جسمش نیز به آلودگی كشیده می‌شود» (مجلسی، 1404ق: ج67، ص50).


منابع:
قرآن کریم
نهج البلاغه
ابن ابی فراس، ورام
« مجموعه ورام » قم، انتشارات مكتبه الفقهیه، ۱۳۷۶ ق
ابن منظور، محمد: « لسان العرب » ، دار أحیاء التراث العلمی، ۱۴۱۴ ق
طباطبایی، سید محمد حسین:
« المیزان » ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی

نویسندگان: دکتر کاظم قاضی زاده، سید علی احمدی سلمانی




نوع مطلب : حجاب در قرآن، 
برچسب ها : عفاف در اندیشه (فکر)، عفاف در گفتار (عفت کلام)، عفاف در «زینت و آرایش»، عفاف در پوشش، عفاف در نگاه، معنای لغوی عفاف، حجاب و عفاف،






سایر موضوعات
انتخاب زبان وبلاگ
العربی English l French l

امروز :
طراح قالب و مدیر وبلاگ
سامان سوهانیان

شماره تماس: 09361861996

پایگاه تخصصی حجاب و عفاف
عضویت در خبرنامه
نام و ایمیل خود را وارد نمایید:




با عضویت در خبرنامه پایگاه تخصصی عفاف و حجاب از به روز رسانی های ما مطلع شوید و بیشتر با ما در ارتباط باشید
جنبش های وبلاگی
نظرسنجی
بهترین راه حل مسئله ی بدحجابی را چه می دانید؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
لوگوهای وبلاگ




با قرار دادن لوگوی ما در سایت یا وبلاگ خود از ما حمایت کنید