تبلیغات
حجاب و عفاف پایگاه تخصصی حجاب و عفاف - غیرتمندترین رسول الهى
غیرت چیست؟
غیرت در لغت، به معناى نفرت انسان از مشارکت دیگران در امور مورد علاقه اش است. 1 به عبارت دیگر، غیرت به معناى دفاع از چیزى محبوب در برابر هرگونه دستبرد و تجاوز است. سرچشمه این واکنش انسان، ممکن است حمیّت، تعصّب و تغیّر باشد.

ریشه غیرت
در مورد ریشه غیرت نیز دیدگاه هاى مختلفى وجود دارد: حضرت على(علیه السّلام) ریشه غیرت را شجاعت8، ملا احمد نراقى شجاعت و قوّت نفس9، علامه طباطبایى فطرت10، و شهید مطهرى احساس و عاطفه بشرى11 مى دانند.

غیرتمندترین رسول الهى
با نگاه به تاریخ بشریت، به خیل عظیم غیرتمندانى بر مى خوریم که در رأس آنان سلسله انبیاى الهى و امامان معصوم: قرار دارند. بدون تردید غیرت پیامبران خدا پرتوى از غیرت الهى است که در میان جوامع انسانى به ثمر نشسته است. آن گاه نوبت به انسان هاى پاک، مؤمن و فرهیخته اى مى رسد که از آغاز تاریخ تاکنون در صف غیرتمندان جاى گرفته و در این مسیر خطرزا، ایفاى وظیفه و اداى مسئولیت کرده اند.

این نوشتار از میان این سلسله به غیرتمندى آخرین پیامبر الهی، مى پردازد.

اندازه غیرت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) چقدر بود؟ این سؤالى است که پاسخ آن در کلمات گهربار خود رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمده است. آن حضرت در وصف غیرتش فرمود:

«کانَ اَبى ابراهِیمَ غیوراً، و انا اَغْیَرُمِنه ...؛ پدرم ابراهیم خلیل بسیار غیرتمند بود و من از او غیرتمندتر هستم...».12


برجسته ترین شاگرد پیامبر؛ یعنى على(علیه السّلام) نیز در وصف غیرت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:


«کانَ النَّبِىُّ لایَغْضِبُ لِلدُّنیا، فَاِذا اَغْضَبَهُ الْحَقُّ لَمْ یَعْرِفْهُ اَحَدٌ وَ لَمْ یَقُمْ لِغَضَبِهِ شَى ءٌ حَتَّى یَنْتَصِرَ لَهُ13؛ پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) چنان بود که هیچ گاه براى امور دنیوى خشمگین نمى شد، ولى اگر به خاطر حق به خشم مى آمد، هیچ کس او را نمى شناخت و هیچ چیز او را آرام نمى کرد تا داد آن را بستاند».

با کمترین تأمّل در تاریخ اسلام و نگاه گذرا به حیات پربار آن بزرگوار، میزان و ابعاد دیگرى از غیرتمندى و غیرت ورزى پیامبر صلی الله علیه و آله روشن مى شود. در ذیل، چند برگ از تاریخ زرّین آن حضرت را مى خوانیم:

1. غیرت، دلیل رهایى از اسارت

از امام باقر(علیه السّلام)نقل شده که فرمود: جمعى از اسیران دشمن را به حضور رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) آوردند. آن حضرت بنا به صلاح و مصلحت، دستور اعدام آنها را صادر کرد؛ ولى از آن جمع، یکى از آنان را آزاد کرد. وى که از رفتار پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به شگفت آمده بود، پرسید: چرا مرا آزاد کردى؟
پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که تو داراى پنج خصلت هستى که خدا و رسولش، آنها را دوست دارند. آن خصلت هاى پنج گانه عبارتند از:

1. غیرتمندى براى همسر و خانواده؛
2. سخاوت؛
3. نیک خُلقى؛
4. راستگویى؛
5. شجاعت.

وقتى که آن اسیر این مطلب را شنید، به حقّانیت دین پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) یقین کرد و اسلام آورد و با تلاش و ایثار توانست خود را به مراتب بالاى ایمان برساند. او سرانجام، در یکى از جنگ ها در رکاب پیامبر اسلام شهد شهادت نوشید.14

2. غیرت، عامل حضور در پیمان حلف الفضول

شرکت و حضور آن رسول غیرتمند در اوان جوانى در پیمان «حلف الفضول» - که یک پیمان دفاعى مربوط به زمان جاهلیت بود - نیز نشانگر غیرت دینى و اجتماعى آن حضرت است. این پیمان براى دفاع از مظلومان جامعه منعقد شد. علت پیدایش این پیمان آن است که 20 سال قبل از بعثت، مردى وارد مکه شد. در دستش متاعى بود که قصد فروش آن را داشت. فرد زورگو و ستمگرى به نام «عاص بن وائل» آن را خرید، ولى پولش را نپرداخت. مشاجره بین آن دو بالا گرفت و ناله مرد مالباخته بلند شد. از همان لحظه، جمعى از جوانان غیرتمند شهر با دیدن این حادثه تلخ، پیمان بستند تا حقوق مظلومان را از ستمگران بستانند. یکى از آن جوانان غیرتمند، رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود.15

3. غیرت، منشأ غزوه بنى قینقاع

تاریخ اسلام و دفتر زندگانى پربار رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از صحنه هاى غیرت و غیرت ورزى آن حضرت و سایر مسلمانان آکنده است. یکى از این صحنه ها، غزوه بنى قینقاع است. «قینقاع»، نام طایفه اى از یهودیانى است که در مدینه زندگى مى کردند.
یک روز، بانوى مسلمانى در بازار بنى قینقاع نشسته بود. یک یهودى پایین پیراهن وى را بدون اینکه متوجه شود، به بالا سنجاق کرد. وقتى آن زن برخاست، قسمتى از بدنش آشکار شد. یهودیان حاضر با خنده‌هاى خود به مسخره کردن آن زن مسلمان پرداختند. فریاد آن زن مسلمان بلند شد. از آنجا که این کار، نوعى تحقیر و دهن کجى به عفّت مسلمانان محسوب مى شد، یکى از مسلمانان غیرتمند، به آن یهودى حمله کرد و او را کشت. یهودیان حاضر نیز به آن مرد مسلمان هجوم بردند و او را به شهادت رساندند. این، آغاز بروز جنگ «بنى قینقاع» شد.16

4. غیرت، عامل تبعید ستمگران

حَکَم ابن ابى العاص (پدر مروان و عموى عثمان) بعد از فتح مکه، به ظاهر مسلمان شد. روزى پیامبر صلی الله علیه و آله ، در یکى از حجره هایش با حضرت على(علیه السّلام) نشسته بود. حَکم از شکاف در به داخل آن حجره مى نگریست و دزدانه به سخنان پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و دیگر افراد داخل حجره گوش مى کرد. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) که متوجه شده بود، به حضرت امیر(علیه السّلام)فرمود:
برو او را بیاور. آن حضرت بیرون آمد و گوشِ حَکم را مثل بز گرفت و کشید و او را به داخل برد. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بعد از لعنت کردن حَکم، او را به طائف تبعید کرد. او در عصر خلیفه اوّل و دوم نیز در تبعید بود، ولى در زمان خلیفه سوم و با وساطت وی به مدینه بازگشت.17

ایمان، نشانه غیرتمندى

از منظر رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، «ایمان» مهم ترین و برجسته ترین علامت و نشانه غیرتمندى است. آن حضرت در کلام کوتاه و پرمعنایى به این مطلب چنین اشاره کرده است:
«اِنَّ الغَیْرَة مِنَ الایمان؛ همانا غیرت از ایمان است».18
 و نیز در جاى دیگر فرمود:
 «الغَیرَةُ مِنَ الایمانِ وَالْبَذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛ غیرت، نشانه ایمان، و فحاشى و بد دهنى، علامت نفاق است».19

در اسلام، اولین گام ایمان است. اولین سخنى که یک تازه مسلمان باید بر زبان جارى کند، سخنى در باب ایمان و پذیرش دین مبین اسلام است. از نزدیکى و قرابت میان ایمان و غیرت، مى توان به اهمیّت غیرت و غیرت ورزى نیز پى برد. مؤمن غیرتمند، مایه عزّت و افتخار است. علاوه بر اینکه این گونه افراد را دیگران دوست دارند، خداى متعال نیز دوست دارد. در این مورد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
 «اِنَّ اللَّهَ تَعالى یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الغَیُورَ؛ به راستى که خداى متعال از میان بندگانش، غیرتمندان را دوست دارد».20



پی‌نوشت‌ها:
1. اَلْغَیْرَةُ نَفْرَةٌ طَبِیعِیَّةٌ تَکُونُ عَنْ بُخْلِ مُشارِکَةِ الْغَیْرِ فِى أَمْرٍ مَحْبُوبٍ لَهُ (ر.ک: مجمع البحرین، ج 3، ص 432).

2. معراج السعاده، ص 164.
3. تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج 4، ص 280.
4. همان، ص 674 (با اندکى تغییر).
5. ما زَنى غیورٌ قطُّ (ر.ک: غررالحکم و دررالکلم، ص 259، ح 5534؛ مستدرک الوسائل، ج 14،ص 331).
6. مسئله حجاب، ص 64.
7. همان، ص 62.
8. ثمرة الشّجاعة الغیرة، (ر.ک: غررالحکم و دررالکلم، ص 259، ح 5527).
9. معراج السعاده، ص 163 و 164.
10. ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 674.
11. مسئله حجاب، ص 64.
12. وسائل الشیعه، ج 20، ص 154، ح 25288.
13. المحجة البیضاء، ج 5، ص 303.
14. خصال، شیخ صدوق، ج 1، ص 313.
15. فروغ ابدیت، ج 1، ص 184؛ سیره رسول خدا، رسول جعفریان، ج 1، ص 169.
16. سیره رسول خدا، ج 1، ص 503.
17. سقیفه، علامه سید مرتضى عسکرى، ص 156.
18. وسائل الشیعه، ج 20، ص 154، ح 25289.
19. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 234؛ بحارالانوار، ج 68، ص 342. در بعضى منابع به جاى کلمه «النّفاق» واژه «الجَفاءِ» آمده است. (ر.ک: بحارالانوار، ج 100، ص 250، ح 44).
20. کنزالعمال، ج 3، ص 386، ح 7070.


منبع : http://www.hawzah.net




نوع مطلب : حجاب و عفاف، 
برچسب ها :






سایر موضوعات
انتخاب زبان وبلاگ
العربی English l French l

امروز :
طراح قالب و مدیر وبلاگ
سامان سوهانیان

شماره تماس: 09361861996

پایگاه تخصصی حجاب و عفاف
عضویت در خبرنامه
نام و ایمیل خود را وارد نمایید:




با عضویت در خبرنامه پایگاه تخصصی عفاف و حجاب از به روز رسانی های ما مطلع شوید و بیشتر با ما در ارتباط باشید
جنبش های وبلاگی
نظرسنجی
بهترین راه حل مسئله ی بدحجابی را چه می دانید؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
لوگوهای وبلاگ




با قرار دادن لوگوی ما در سایت یا وبلاگ خود از ما حمایت کنید